غلامعلى صفايى

384

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

مدائن در قصر مخروبه انوشيروان با دوستانش اقامت داشته است سروده است و عبرت‌آموزى از آن را گوشزد مىكند : « أقمنا بها يوما و يوما و ثالثا * و يوما له يوم الترحّل خامس » « 1 » شاهد : در عطف چهار « يوما » است كه به واسطهء واو بر هم عطف شده و حق استعمالى آن اين بود كه جمع بسته شوند و به صورت « أياما » گفته شود . تركيب شعر : « أقمنا » فعل و فاعل و « بها » جار و مجرور متعلق به آن و باء معناى « في » است و « يوما » ظرف « أقمنا » است و « يوما » دوّم و سوم عطف بر آن مىباشد « ثالثا » صفت براى « يوما » محذوف است كه عطف بر « يوما » اول شده است و « يوم الترحل » مبتدا و « خامس » خبر آن است و « له » متعلق به « الترحل » و كل جمله صفت براى « يوما » چهارم است . معناى شعر : « اقامت گزيديم در آن مكان - قصر انوشيروان - يك روز و روز ديگر و روز سومى و يك روز ديگر - روز چهارم - كه روز رفتن ما نسبت به روز چهارم ، پنجمين روز بعد از آن است . بايد دانست كه آنان مجموعا هشت روز در آن مكان اقامت گزيده بوده‌اند زيرا مجموع سه روز اول به اضافه روز چهارم كه روز رفتن نسبت به آن ، پنج روز مىشده است هشت روز مىشود يعنى سه روز و پنج روز كه اين پنج روز مبدء آن ، روز چهارم و آخر آن ، روز رفتن است ، اين شعر از آن أبياتى است كه اهل ادب به جهت سختى فهم آن از يكديگر سؤال مىكنند و مىگويند كه چند روز شاعر و دوستانش در آن مكان بوده‌اند و جواب اين است كه هشت روز در آنجا بوده‌اند زيرا روز چهارم را شاعر توصيف كرد به اينكه روز رفتن نسبت به آن ، پنج روز بوده است پس سه روز به اضافهء پنج روز مىشود هشت روز ، پس روز رفتن روز هشتم است . التاسع : عطف آن اسمى كه متكلم از ذكر آن بىنياز و مستغنى نمىباشد و آن در مواردى است كه عامل قبل داراى معنائى است كه آن معنا بايد حداقل بين دو نفر باشد كه يكى به عنوان معطوف عليه و ديگرى به صورت معطوف ذكر مىشود ،

--> ( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 83 ، همع الهوامع : 2 / 129 ، أمالي ابن الشجري : 1 / 11 .